رفیق من عمویی داشت، عمو پسری که میشد پسرعمو و پسرعمو هم پسرعمویی که لابد میشد رفیق من. میگفت دو سالی هست نه دیدمشون و نه صداشونو شنیدم. روزگار هم خوردو یه روز عمو و پسرعمو و پسرعموی پسرش نشستن پای چت.
خیلی وررفتن، تصویر بالا نیومد که نیومد. شروع کردن به حرف زدن که لعنت به مسنجر، آفرین اسکایپ، ... دایال آپ،....... خدافظ!
پس نوشت:
ششششش، آروم گوش بده، شلوغ نکن!
نمنه؟
پاسخحذف